محمد مهدى ملايرى
131
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كارگزارى كوره « بهقباد » بگماشت . بهقباد نام منطقه وسيعى بوده است كه در غرب رود دجله قرار گرفته و از نهرهايى كه از فرات جدا مىشده آب مىخورده است . اين منطقه در تقسيمات دورهء ساسانى كه در قرنهاى نخستين اسلامى هم مورد عمل بوده به سه استان تقسيم مىشده كه هر سه نام بهقباد داشتهاند : « بهقباد بالا و بهقباد ميانه و بهقباد پائين » ، و استان بهقباد پائين جنوبىترين استانهاى عراق بوده كه مصب رود فرات به مردابهاى جنوبى در آن قرار داشت . « 1 » و مىدانيم كه ابن مقفع كار دبيرى داود بن يزيد را هم چند گاهى در عهده داشته ، و اين هم در هنگامى بوده كه پدر داود يعنى يزيد بن عمر بن هبيره از جانب آخرين خليفه اموى مروان بن محمد حكومت عراق را داشته است . بنابراين تاريخ اشتغال ابن مقفع به دبيرى داود بن يزيد پس از سال 127 هجرى ( يعنى آغاز حكومت يزيد بر عراق ) خواهد بود . پس از كشته شدن داود بن يزيد در آغاز دولت عباسيان در سال 132 هجرى ، ابن مقفع به خدمت عيسى بن على و برادرش سليمان بن على درآمد . وى دبير عيسى بر كرمان بود ( عيسى در سال 132 هجرى به ولايت كرمان منصوب گرديد ) ابن مقفع به دست عيسى اسلام پذيرفت ، و در تمام دوران زندگى از دوستان و طرفداران اين خاندان بود تا حدى كه دوستى وى را با آنها سبب هلاك وى شمرده و گفتهاند كه آن به سبب عبارات سخت و زنندهاى بوده كه وى به قصد استحكام اماننامهاى كه از جانب منصور خليفه عباسى براى عبد الله بن على برادر همين عيسى نوشته بود ، بهكار برده بود و اين كار منصور را خوش نيامد . و گفتهاند همين امر سبب شد كه به اشاره منصور سفيان بن معاويه كه بهجاى عيسى بن على به ولايت بصره منصوب شده بود در صدد قتل وى برآمد و چون او را به تهمت زندقه بكشت منصور اين عمل را
--> - كتاب كه در دفتر سوم و چهارم « مقالات و بررسيها » نشريه گروه تحقيقاتى دانشكده الهيات - تهران 1349 چاپ شده است . ( 1 ) . در گفتار چهارم از جلد سوم همين كتاب تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال كه عنوان آن « استانهاى بهقباد » است اطلاعات بيشترى دربارهء اين استانها خواهيد يافت .